إداري
🌐 اداری
اسم (noun)
📌 مدیریت
📌 مدیر
📌 اداره
صفت (adjective)
📌 اداری
📌 مدیریتی
📌 مدیریت
جمله سازی با إداري
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يحتاجُ العملُ إداري ًا إلى دقةٍ عاليةٍ وحسنِ ترتيبٍ للتعاملِ مع التفاصيلِ الكثيرةِ.
کار اداری نیازمند دقت بالا و سازماندهی خوب برای رسیدگی به جزئیات فراوان است.
💡 حصل الموظف على ترقيةٍ بموجب قرار إداري صدر بعد تقييمٍ شامل للأداء.
کارمند پس از ارزیابی جامع عملکرد، با تصمیم اداری ارتقا یافت.
💡 أﺟﺒﺮ اﻟﺪاﺋﻨﻮن ﻓﺮﻳﺴﺘﻬﻢ ﺗﻮم ﻋﻠﻰ اﻻﺳﺘﻌﺎﻧﺔ ﺑﺨﺒﻴﺮ إداري ﻛﺎن ﻣﻦ اﻟﻤﻔﺘﺮض ﺑﻪ إﻋﺎدة اﻷﻣﻮر إﻟﻰ ﻧﺼﺎﺑﻬﺎ
طلبکاران، قربانی خود، تام، را مجبور کردند یک متخصص مدیریت استخدام کند که قرار بود اوضاع را درست کند.
💡 يؤدي هذا الطريق مباشرة إلى مركز إلی إداري مهم يخدم الأحياء المجاورة.
این جاده مستقیماً به یک مرکز اداری مهم منتهی میشود که به محلههای اطراف خدماترسانی میکند.
💡 عندما تأخر الرد، الأمر ولي إلى قرار إداري سريع.
وقتی پاسخ به تأخیر افتاد، موضوع به یک تصمیم اداری سریع ارجاع داده شد.
💡 حاول المدير أن يوضح الامور للموظفين قبل اتخاذ أي قرار إداري مهم.
مدیر سعی کرد قبل از هرگونه تصمیم مهم اداری، مسائل را برای کارمندان روشن کند.
💡 عُيّنَ موظفٌ إداري جديدٌ لتنظيمِ الملفاتِ ومتابعةِ المراسلاتِ اليوميةِ داخلَ القسمِ.
یک کارمند اداری جدید برای سازماندهی پروندهها و پیگیری مکاتبات روزانه در داخل بخش منصوب شد.
💡 قالت المديرة إن تجاهلها للتقارير خطأ إداري واضح.
مدیر گفت که نادیده گرفتن گزارشها یک خطای اداری آشکار است.
💡 يمتلكُ هذا المديرُ خبرةً إداري ةً واسعةً في تحسينِ أداءِ الفرقِ وتنظيمِ المواردِ.
این مدیر تجربه مدیریتی گستردهای در بهبود عملکرد تیم و سازماندهی منابع دارد.