المديرة

🌐 مدیر

به معنای «مدیرِ زن» یا «مدیره» است و به زنی گفته می‌شود که مسئول اداره، مدیریت یا سرپرستی یک مجموعه، سازمان، مدرسه یا بخش خاصی باشد. این واژه مؤنثِ «المدير» است و در کاربردهای اداری و آموزشی بسیار رایج است.

اسم (noun)

📌 مدیر

جمله سازی با المديرة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حضرت المديرة الاجتماع مع الفريق لمناقشة الخطة الجديدة.

مدیر در جلسه‌ای با اعضای تیم شرکت کرد تا در مورد طرح جدید صحبت کنند.

💡 قالت المديرة إنها احصیٰها بسرعة قبل إرسال التقرير إلى القسم المالي.

مدیر گفت که قبل از ارسال گزارش به بخش مالی، آنها را به سرعت شمرده است.

💡 قالت المديرة للطالبة: عملتی عملاً جيدًا في هذا النشاط المدرسي.

مدیر به دانش آموز گفت: تو در این فعالیت مدرسه کار خوبی انجام دادی.

💡 في الاجتماع المدرسي، أثنت المديرة على أنكن عملتن بروح جماعية رائعة.

در جلسه مدرسه، مدیر از شما به خاطر همکاری با چنین روحیه تیمی فوق‌العاده‌ای تقدیر کرد.

💡 أوصت المديرة بأن بصو و البيانات المهمة في النظام الجديد بشكل آمن ومنظّم.

مدیر توصیه کرد که داده‌های مهم در سیستم جدید به شیوه‌ای امن و سازمان‌یافته ذخیره شوند.

💡 قالت المديرة إن عملن الطالبات في المختبر كان ممتازًا ومنظمًا.

مدیر گفت که کار دانش‌آموزان در آزمایشگاه عالی و منظم بود.

💡 في الصباح الباكر، طلبت المديرة من الموظفات أن احصلن على التصاريح اللازمة للدخول.

صبح زود، مدیر از کارمندان زن خواست تا مجوزهای لازم برای ورود را دریافت کنند.

💡 تسألها المديرة عن التقرير المطلوب قبل نهاية الدوام.

مدیر از او در مورد گزارش مورد نیاز قبل از پایان روز کاری سوال می‌کند.

💡 رحبت المديرة بالضيوف عند مدخل الشركة بابتسامة واضحة.

مدیر با لبخندی آشکار از مهمانان در ورودی شرکت استقبال کرد.

💡 طلبت المديرة من الموظفين تسليم التقارير قبل نهاية الدوام.

مدیر از کارمندان خواست که گزارش‌ها را قبل از پایان روز کاری ارائه دهند.

💡 طلبت المديرة من العاملات أن احصنن الملفات المهمة داخل الخزانة.

مدیر از کارمندان زن خواست تا پرونده‌های مهم را داخل گاوصندوق قرار دهند.

کلمات مرتبط