خواجه بده رسان

لغت نامه دهخدا

خواجه بده رسان. [ خوا / خا ج َ / ج ِ ب ِ دِه ْ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) سخت متفحص. سخت خبرجوی. آنکه از کار کسان آگاهی خواهد. خبرکش. ( یادداشت بخط مؤلف ). || کنایه از توشه اندک. || رفیق ناموافق. || چارپای لنگ. || معیشت کم. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ).

فرهنگ فارسی

سخت متفحص سخت خبرجوی آنکه از کار کسان آگاهی خواهد خبرکش. یا کنایه از توشه اندک. یا رفیق ناموافق.

جمله سازی با خواجه بده رسان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کوش همچون خواجه بدهی هر چه را آری به دست تا جهان باری به خویش و غیر آسان داشتن

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز