لغت نامه دهخدا
خر بر بام کردن. [ خ َ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از وضعشی علی غیر ما وضع له است. ( آنندراج ):
هزاران خر زمانه برد بر بام
ولی یک یوسف از چه برنیارد.کلیم ( از آنندراج ).گره در کار انداختن و مشکلی فراهم کردن.
خر بر بام کردن. [ خ َ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از وضعشی علی غیر ما وضع له است. ( آنندراج ):
هزاران خر زمانه برد بر بام
ولی یک یوسف از چه برنیارد.کلیم ( از آنندراج ).گره در کار انداختن و مشکلی فراهم کردن.
کنایه از وضع شئ علی غیر ما وضع له است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دگر عهد با نیستی تازه کردم دگر بار هستی به خر بر نهادم
💡 به دل بایدت کردن بد به نیکی چو خر بر جو نباید بود خرسند
💡 خرد گواه منست اندرین که چون عیسی نشد بواسطۀ خر بر آسمان دجّال
💡 ای که خلقان را تو خر میخواندهای این زمان چون خر برین یخ ماندهای
💡 برو شکر کن چون به خر بر نهای که آخر بنی آدمی، خر نهای