حصار کردن

لغت نامه دهخدا

حصار کردن. [ ح ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) محاصرت کردن. به حصار درآوردن دژ یا جائی را:
بی در و روزن بسی حصارستان
بی در و روزن کس حصار کند.ناصرخسرو.یک نیمه آن محکم است [ از ابرج ] ویک نیمه محکم نیست چنانک حصار توان کردن و بستدن. ( فارسنامه ابن البلخی ص 157 ).
|| به حصار درآمدن برای استحفاظ. حصار گرفتن:
ز آمدن مرگ شماری بکن
میرسدت دست حصاری بکن.نظامی.

جمله سازی با حصار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از بس که بر سر آید سنگم ز پاسبانان کردن توان حصاری پیرامن سرایت

💡 اما مسیحیان شب ژوئیه ۱۹۱۸ پس از کوبیدن قلعه با توپ و خراب کردن درب قلعه و ویران کردن حصار آن وارد روستا شده و به کشتار شروع کردند.

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز