لغت نامه دهخدا
حسین سلطان العلماء. [ ح ُ س َ ن ِ س ُ نُل ْ ع ُ ل َ ] ( اِخ ) رجوع به حسین خلیفه سلطان شود.
حسین سلطان العلماء. [ ح ُ س َ ن ِ س ُ نُل ْ ع ُ ل َ ] ( اِخ ) رجوع به حسین خلیفه سلطان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کلاتِ غلزایی در تابستانِ همان سال سقوط کرد و یکی از پسرانِ حسین سلطان و نیز محمد سیدال خان تسلیم شدند.
💡 حسین سلطان با آگاهی از این موضوع تلاش کرد تا ابدالیها را علیهِ نادر بشوراند تا موقعیتِ خودش تقویت شود.
💡 دستنشاندهٔ سرکشَش، اللهیار خان، به مولتان، و ۶۰٬۰۰۰ ابدالی به خراسان تبعید شدند. ابراهیم نیز بر فراه مسلط شد و ذوالفقار به حسین سلطان در قندهار پناهنده شد و او ذوالفقار را زندانی کرد.
💡 صادق بهرامی در سال ۱۲۸۸ در تهران زاده شد. وی فارغالتحصیل هنرستان هنرپیشگی ایران بود. فعالیت را با بازی در تئاتر از سال ۱۳۰۱ با تشکیل کلوب تئاتر مدرسهٔ شرف مظفری و دارالفنون با همکاری حسین سلطانی (خیرخواه) آغاز کرد.
💡 تاریخنگارانِ روزگارِ نادر بر این نظرند که حسین سلطان از این موضوع آگاه بوده که نادر دیر یا زود سرانجام به سراغِ او خواهد رفت.