لغت نامه دهخدا
حب البرد. [ ح َب ْ بُل ْ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) تگرگ. دانه تگرگ و یخچه.
حب البرد. [ ح َب ْ بُل ْ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) تگرگ. دانه تگرگ و یخچه.
( اسم ) تگرگ
دانه تگرگ و یخچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فلما اصبح قال: ادعوا لى عليا فقالوا يارسول الله (ص ) هو رمد ما يطرف فقال: جيونى به فلما قمت بينيديه تفل فى عينى و قال: اللهم اذهب عنه احر و البرد فاذهب الله عنى الحر والبرد الى ساعتى هذه، فاخذت الرايه و هزم الله المشركين و اظفرنى بهم....(306)
💡 طبری در بغداد ضمن آن که دانش خود را در فقه، تاریخ، حدیث تکمیل میکرد، شاگردانی نیز تربیت نمود و زمانی که در محلهٔ قنطره البردان بغداد زندگی میکرد، نگارش تاریخ خود را با نام تاریخ الرسل و الملوک که با نام تاریخ طبری شناخته میشود، آغاز کرد.
💡 ناحیه البردی ۱۳٬۵۰۷ کیلومترمربع مساحت و ۱۵٬۶۱۷ نفر جمعیت دارد.