بازماندگی

لغت نامه دهخدا

بازماندگی. [ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) عقب ماندگی. ( ناظم الاطباء ). || گرفتاری: برف و باران و صاعقه پدید آمد، پیش اصفهبد فرستاد که ما رابازماندگی است و لشکر مرا علف نیست، جواب داد که من حکم آسمانی بازنتوانم داشت، اما بفرمایم تا تعرض نرسانند تا حشم تو ایمن به علوفه شوند. ( تاریخ طبرستان ). || حبس شدگی. گرفتاری. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. عقب افتادگی.
۲. به جاماندگی.

جمله سازی با بازماندگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و شیخ من گفتی و وی جنیدی مذهب بود که: سُکْر، بازیگاه کودکان است و صَحْو، فناگاه مردان.و من که علی بن عثمان الجلابی‌ام، می‌گویم بر موافقت شیخم رحمة اللّه علیه که: کمال حال صاحب سُکْر صَحْو باشد و کمترین درجه اندر صَحْو، رؤیت بازماندگی بشریت بود. پس صَحْوی که آفت نماید، بهتر ازسکری که عین آن آفت بود.

💡 سوگیری بازماندگی می‌تواند منجر به باورهای بسیار خوش‌بینانه شود چون شکست‌ها نادیده گرفته می‌شوند، مانند زمانی که شرکت‌هایی که دیگر وجود ندارند از تجزیه و تحلیل عملکرد مالی حذف می‌شوند. در زیر نمونه‌هایی از این موارد ذکر شده است.

💡 و بدانک کشف وقایع را در نظر سالک سه فایده است: اول آنک بر احوال خویش از زیادت و نقصان و سیر و وقفه و فترت وجد و شوق و فسردگی و بازماندگی و رسیدگی اطلاع افتد و از منازل و مقامات راه و درجات و درکات و علو و سفل و حق و باطل آن باخبر شود. زیرا که این هریک را خیال نقش‌بندی مناسب بکند تا سالک را وقوف افتد بر جمله وقایع نفسانی وحیوانی و شیطانی و سبعی و ملکی و دلی و روحی و رحمانی.

💡 در ترنسفورمرها، موتورهای الکتریکی و ژنراتورها، بازماندگی زیاد مغناطیس مطلوب نمی‌باشد و این پدیده یک آلایش ناخواسته است. برای مثال مغناطش بازمانده در یک آهنربای الکتریکی پدیده ای است که به صورت ناخواسته اتفاق می‌افتد. اگر نیاز باشد می‌توان با فرایند مغناطیس‌کاهی این پدیده را کاهش داد.

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز