جای در دیده دا

لغت نامه دهخدا

جای در دیده دادن. [دَ دی دَ / دِ دَ ] ( مص مرکب ) کمال تعظیم و توقیر کردن. ( از بهار عجم ). عشق بسیار به آنکس داشتن. ( ناظم الاطباء ). نهایت مرغوب و پسندیده داشتن:
در دیده جا بمردم هموار میدهند
چون رشته صاف شد نگه ( ؟ ) چشم سوزنست.ناصر علی ( از بهار عجم ).

جمله سازی با جای در دیده دا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بزم آفاق نمودند به من چون شطرنج آن زمان جای در این عرصه ماتم دادند

💡 همیشه تا نبود جای در بجر دریا همیشه تا نبود جان زر به جز در کان

💡 صدرا تو اوج ملک و مرا جای در حضیض هیهات من کجا بخط استوا رسم؟

💡 از دست کوته است، که در زیر سنگ باد! نخل قدش که جای در آغوش ما نیافت

💡 هر که را فیض ازل از بخت برخوردار کرد جای در ظل لوای حیدر کرار کرد

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
خلار یعنی چه؟
خلار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز