لغت نامه دهخدا
تب نامنظم. [ ت َ ب ِ م ُ ن َظْ ظَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تب بی دور. تب دیوانه. رجوع به تب شود.
تب نامنظم. [ ت َ ب ِ م ُ ن َظْ ظَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تب بی دور. تب دیوانه. رجوع به تب شود.
تب بی دور تب دیوانه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (عادات به محض آن كه تشكيل يافتند، با بهره بردارى از ذخيره فعاليت هاى ذاتى آدمى، به وجود خود ادامه مى دهند و لاينقطع اين فعاليتها را بهميل خودشان تحريك مى كنند، تقويت مى نمايند، تفكيكى مى سازند، متمركز مى كنند و ازغرايز خام و نامنظم، دنيايى كه مطابق ميل خود به وجود مى آورند، به طورى كه مىتوان گفت آن موجود نه مخلوق عقل است نه زاييده غريزه، بلكه مصنوع عادت مى باشد.)(750)
💡 تصور کنید تعداد زیادی خلال دندان در یک جعبه مستطیل شکل به صورت نامنظم قرار داده شدهاست. وقتی شما جعبه خلال دندان را باز میکنید خلال دندانها تقریباً هم جهت هستند اما در یک امتداد نیستند یعنی زاویه بین هر خلال دندان آزادانه حرکت میکند (جنش گرمایی مولکولها کمی این نظم را بهم میزند) اما جهت حرکت آنها یکسان است.
💡 دارو بر روی تومورهای جوان بسیار بهتر عمل میکند؛ چرا که مکانیسم منظم تقسیم سلولی را متوقف میکند؛ و تولید مثل موفق را بازمیدارد و رشد، بسیار نامنظم شده و همین باعث میشود تا تومور کمتر از داروی شیمیایی تأثیر بپذیرد و دیگر به آن حساس نباشد.
💡 در آن زمان نیروی جنگی سربداران عبارت بود از هفتصد نفر مرد مسلح. در آغاز کار، سربداران بر ضد فئودالهای بزرگ مغول یا هواداران ایشان به جنگ نامنظم میپرداختند.
💡 ريشه برخى از بى نظمى ها مشكلات اجتماعى است. معاشرت با افراد بى نظم و تاثيرپذيرى از آنان، سبب بى نظمى در زندگى مى شود. بى نظمى در خانه،محل كار، كوتاهى در رعايت قوانين اجتماعى، از جمله رفتارهاى ناشايسته اى است كه دراثر معاشرت با بى نظمان حاصل مى شود. اجتماع نامنظم در رشد آفت بى نظمى درافراد، تاثير بس بزرگ دارد.