بی صبری کردن

لغت نامه دهخدا

بی صبری کردن. [ ص َک َ دَ ] ( مص مرکب ) ناشکیبی کردن. ناشکیبایی کردن.

فرهنگ فارسی

ناشکیبی کردن ٠ ناشکیبایی کردن

جمله سازی با بی صبری کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به دل گفتا که بی صبری نشاید که در کار آدمی را صبر باید

💡 چو شهزاده از لعل او کام یافت ز بی صبری خویش آرام یافت

💡 عاشق آن بهتر که بی صبری بود دل چو برق و دیده چون ابری بود

💡 ز بی صبری جفا می‌دید و می‌رفت ز حیرت در قفا می‌دید و می‌رفت

💡 فراق لیلی و بی صبری من مجنون نسیم یوسف و خرسندی دل یعقوب

💡 زانگه که مرا عشق تودرکار آورد بی صبری و بی قراریم بار آورد

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز