براه سپردن

لغت نامه دهخدا

براه سپردن. [ ب ِ س ِ پ ُ دَ ] ( مص مرکب ) ( از: ب + راه + سپردن ) نفرین و دعای بد کردن مثلاً سیدی بکسی گوید که ترا براه جد خود سپردم یعنی باطن جدم ترا خواهد زد و نیز گویند براه اجاغم سپردند و اجاغ بمعنی دودمان است. ( آنندراج ):
کسی که منع تو از راه خانه ما کرد
چو چشم منتظرانش سپرده ایم براه.قدسی ( آنندراج ). || دعای نیک و آفرین کردن. دعای خوب گفتن. پس این کلمه از اضداد است. || کار نیک کردن. ( از آنندراج ). || راهنمایی کردن. براه سپردن. هدایت کردن:
پیوسته خیرخواهی دشمن طریق ماست
بیراهه ای براه سپردن طریق ماست.؟

فرهنگ فارسی

نفرین و دعای بد کردن مث سیدی بکسی گوید که ترا براه جد خود سپردم یعنی باطن جدم ترا خواهد زد و نیز گویند براه اجاغم سپردند و اجاغ بمعنی دودمان است یا دعای نیک و آفرین کردن.

جمله سازی با براه سپردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنین باشد طریق جان سپردن براه دوست دادن جان و مردن

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز