لغت نامه دهخدا
اعلاج. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ عِلج، بمعنی خر و خر وحشی فربه توانا و جز آن. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || ج ِ عِلج، بمعانی گِرده و گِرده درشت کنار. گبر عجمی درشت اندام بی دین و جز آن. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به علج شود.
اعلاج. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ عِلج، بمعنی خر و خر وحشی فربه توانا و جز آن. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || ج ِ عِلج، بمعانی گِرده و گِرده درشت کنار. گبر عجمی درشت اندام بی دین و جز آن. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به علج شود.
جمع علج معنی خر و خر وحش فریه توانه و جز آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این علوم ظاهری را ترک کن بیش عطّار آعلاج مرگ کن