لغت نامه دهخدا
خر وحش. [ خ َ رِ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خر وحشی. عِلْج. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به «خر وحشی » شود:
خر وحش اگر بگسلاند کمند
چو در ریگ ماند شود پای بند.سعدی ( بوستان ).
خر وحش. [ خ َ رِ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خر وحشی. عِلْج. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به «خر وحشی » شود:
خر وحش اگر بگسلاند کمند
چو در ریگ ماند شود پای بند.سعدی ( بوستان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خر وحش اگر بگسلاند کمند چو در ریگ ماند شود پای بند
💡 اریتره جایگاه چندین گونه کمیاب است که تنها در آفریقا یافت میشوند؛ از جمله گرگ طلایی آفریقایی و بز کوهی نوبهای. اریتره همانند سایر کشورهای آفریقا حیواناتی مانند زرافه، پلنگ، فیل، گاومیش و یوزپلنگ دارد. خر وحشی آفریقایی بومزاد اریتره و دیگر کشورهای شرق آفریقا است.