اتش سرخ کن

لغت نامه دهخدا

( آتش سرخ کن ) آتش سرخ کن. [ ت َ س ُ ک ُ ] ( اِ مرکب ) جوّاله. آتش گردان.

فرهنگ عمید

( آتش سرخ کن ) = آتش گردان

فرهنگ فارسی

( آتش سرخ کن ) ( اسم ) محفظ. کوچک سیمی که در آن چند قطعه آتش و زغال نهند و در هوا چرخانند تامشتعل گردد آتش چرخان آتش سرخ کن.
جواله آتش گردان

جمله سازی با اتش سرخ کن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرو کن به دیر مغان جامه را ز می سرخ کن سبز عمامه را

💡 مهمترین محصولات آن شامل اسپرسوساز، سرخ کن و اتوبخار میباشد.

💡 رستوران خرچنگی از زمان خالق مجموعه استفان هیلنبرگ به عنوان یک سرخ کن و دیگ بخار خرچنگ در یک رستوران غذاهای دریایی سریع الهام گرفته شد. شغل باب اسفنجی مستقیماً بر اساس این تجربه بود در حالی که آقای خرچنگ از مدیر هیلنبرگ در رستوران الهام گرفته بود. با این حال، صاحب رستوران حریص نبود. هیلنبرگ این جزئیات را اضافه کرد تا «شخصیت بیشتری به او بدهد».

💡 بگریست مرغ خرد که برخیز و سرخ کن مانند بال خویش، مرا نیز بال و چنگ

💡 به از جرم محبت نیست جرمی عشقبازان را به خونم دست و تیغی سرخ کن، زیبا نگار من

ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز