لغت نامه دهخدا
( آب گردش ) آب گردش. [ گ َ دِ ] ( ص مرکب ) تندرفتار:
آب گردش مرکبی کز چابکی هنگام تک
نعل سخت او ز خاک نرم می گردد غبار.ازرقی.|| ( اِ مرکب ) نوبت آب در اصطلاح برزگران.
( آب گردش ) آب گردش. [ گ َ دِ ] ( ص مرکب ) تندرفتار:
آب گردش مرکبی کز چابکی هنگام تک
نعل سخت او ز خاک نرم می گردد غبار.ازرقی.|| ( اِ مرکب ) نوبت آب در اصطلاح برزگران.
( آب گردش ) (گَ دِ ) (ص مر. ) تند رفتار، تندرو، سریع السیر.
( آب گردش ) ۱. نوبت آب گرفتن برای کشتزار.
۲. تندرو: آبگردش مرکبی کز چابکی هنگام تک / نعل سخت او ز خاک نرم انگیزد غبار (ازرقی: ۲۴ ).
( آب گردش ) ( صفت ) تند رفتار تند رو سریع السیر.
تند رفتار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برجهای خنککنندهٔ نیروگاه زرگان از نوع تر و به صورت گردش باز فندار که جهت خنک نمودن آب گردشی سیستم میباشند.