لغت نامه دهخدا
تندرفتار. [ ت ُ رَ ] ( ص مرکب ) سریع و طیار. ( ناظم الاطباء ). تندرو. تیزتک. سریعالسیر. و رجوع به تند و دیگر ترکیبهای آن شود.
تندرفتار. [ ت ُ رَ ] ( ص مرکب ) سریع و طیار. ( ناظم الاطباء ). تندرو. تیزتک. سریعالسیر. و رجوع به تند و دیگر ترکیبهای آن شود.
آن که با سرعت و شتاب راه برود، تندرو، تیزرفتار.
( صفت ) آنکه در حرکت و رفتن سریع باشد تندرو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گردون نرهد ز تندرفتاری گیتی ننهد ز سر سیهکاری
💡 روان کردم به کویش قاصدی از اشک و می ترسم کزین کودک نیاید تندرفتاری چو کاهلها