لغت نامه دهخدا
( آبزرفت ) آبزرفت. [ زُ رُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) آبخست و آبگز از میوه ها:
چون آب زرفت روی زشتش
چندین عفن و ترش چرا شد؟طرطری.
( آبزرفت ) آبزرفت. [ زُ رُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) آبخست و آبگز از میوه ها:
چون آب زرفت روی زشتش
چندین عفن و ترش چرا شد؟طرطری.
( آب زرفت ) (زُ رُ ) (اِ مر. ) میوه ای که درون آن گندیده شده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زرفت یک روستا در استان خراسان جنوبی ایران است که در شهرستان بشرویه واقع شدهاست. زرفت ۲۲ نفر جمعیت دارد.
💡 دهستان کُرُند، یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان بشرویه در استان خراسان جنوبی است. این دهستان، در آبان ۱۳۸۷ و پس از ارتقای بخش بشرویه به شهرستان و جداشدن آن از شهرستان فردوس، به مرکزیت روستای کرند و از ترکیب روستاها، مزارع و مکانهای بهشتآباد، تاجآباد، جارستان، حسینآباد، خلیلآباد، زرفت، سرتنوره، کلاتهدهنه، زینآباد، آهجوک، عزیزآباد، جوزردان، قاسمآباد، تجرک، سنجوتک و محمدآباد تشکیل شد.