لغت نامه دهخدا
( فیالة ) فیالة. [ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ فیل. ( منتهی الارب ).
( فیالة ) فیالة. [ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ فیل. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنارکل، روستایی از توابع بخش پاپی شهرستان خرمآباد در استان لرستان ایران است.این روستا روستای طائفه زهره از ایل پاپی و سادات تیره خلفوند می باشد که بعدها تعداد دیگری از پاپی ها نیز به آنجا مهاجرت کردند، آب و هوای سرد و مرطوب دارد و بسیار سرسبز و بکر بوده و منطقه توریستی محسوب میشود.این روستا در مجاورت بخش کاکاشرف و ده نوش آباد و در پایه ی کوکِلا قرار دارد. مردم این روستا بیشتر به زبان لری بالاگریوه ای صحبت میکنند.طایفه های ناصرپور،سادات خلفوند،بیشترین سکونت را در این روستا دارند. باغات گیلاس، زردآلو، گردو، سیب و انجیر در کنار درختان پر تعداد بلوط نمای خاصی را به این روستا بخشیده اند. این روستا در فصل بهار طبیعتی در حد شمال کشور دارد. این روستا منبع گیاهان کوهی مثل فیاله، ریواس،موسیر،سیرکوهی، پونه وحشی،کاسنی و ده ها گیاهان دارویی و خوراکی است. در این روستا جاندارانی مانند گراز، خرگوش صحرایی، شغال،سمور،انواع مار، روباه و جوجه تیغی و پرندگانی مانند عقاب، شاهین، کلاغ و کبوتر صحراییو... به وفور یافت میشود.طایفه بزرگ مناصر.....یاسین ناصرپور