لغت نامه دهخدا
عرابه رو. [ ع َرْ را ب َ / ب ِ رَ / رُ ] ( ص مرکب ) ( راه... ) جاده ای که در آن عرابه سیر تواند کرد. راهی که در آن عرابه تواند رفتن. مقابل راه مالرو و پیاده رو و بزرو و جز آنها. رجوع به ارابه رو شود.
عرابه رو. [ ع َرْ را ب َ / ب ِ رَ / رُ ] ( ص مرکب ) ( راه... ) جاده ای که در آن عرابه سیر تواند کرد. راهی که در آن عرابه تواند رفتن. مقابل راه مالرو و پیاده رو و بزرو و جز آنها. رجوع به ارابه رو شود.
جاده که در آن عرابه سیر تواند کرد راهی که در آن عرابه تواند رفتن مقابل راه مالرو و پیاده رو و بزر و جز آنها
💡 محض ترقی و پیشرفت مناسبات تجارتی مابین ایالت ماوراء بحر خزر و ایالت خراسان طرفین معاهدین متقبل میشوند که در باب ساختن راههای عرابه رو که برای مراودات تجارتی بین ایالات مذکوره مناسب بوده باشد، حتیالامکان زودتر فیمابین قراری دهند که مستلزم نفع جانبین بوده باشد.[۱۰]