لغت نامه دهخدا
سان دیدن. [ دی دَ ] ( مص مرکب ) سپاه را از نظر گذراندن.دیدن سپاه. دیدن لشکر را با ساز و برگ:
دید چندانی که سان لشکر افلاک را
بر منجم طالع خصمش نشد هرگز عیان.شفیع اثر ( از آنندراج ).رجوع به سان و سان دادن شود.
سان دیدن. [ دی دَ ] ( مص مرکب ) سپاه را از نظر گذراندن.دیدن سپاه. دیدن لشکر را با ساز و برگ:
دید چندانی که سان لشکر افلاک را
بر منجم طالع خصمش نشد هرگز عیان.شفیع اثر ( از آنندراج ).رجوع به سان و سان دادن شود.
( مصدر ) گذشتن فرمانده از برابر سربازان و مشاهده آنان. درین هنگام سربازان به حالت خبر دار هستند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرانجام هیئت در ۱۹ ربیعالاول ۱۲۴۵ هجری قمری طی تشریفاتی رسمی و سان دیدن از رژهٔ سربازان، از امپراتور و امپراتریس خداحافظی کرده و سنت پترزبورگ را به سوی ایران ترک نمودند.