سادم

لغت نامه دهخدا

سادم. [ دِ ] ( ع ص ) پشیمان. ( مهذب الاسماء ) ( قطر المحیط ). اندوهگین و پشیمان. ( شرح قاموس ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). پشیمان و غمگین. ( شمس اللغات ). || اندوهگین و خشمناک. ( شرح قاموس ) ( اقرب الموارد ). || متغیر العقل من الغم. الحزین الذی لا یطبق ذهاباً ولا مجیئاً. ( تاج العروس ).

فرهنگ عمید

اندوهگین، پشیمان.

فرهنگ فارسی

پشیمان

جمله سازی با سادم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در عمل، تمام کانتون‌ها سیستم انتخاب این نمایندگان به وسیله اکثریت مردم (رای‌دهندگان) را تثبیت کرده‌اند، به جز کانتون ژورا که سیستم تناسبی یا حزبی را برای تعیین این نمایندگان مقرر کرده‌است. استفاده بالا از سیستم اکثریت رأی دهندگان، یک ترکیب نسبتاً سادمان را به همراه دارد، و در کل این شورا با اکثریتی که بین حزب رادیکال و حزب دموکرات مسیحی تقسیم شده، از شورای ملی به مراتب محافظه کار تر است.