لغت نامه دهخدا
زلیم. [ زَ ] ( ع ص ) تیر نیک تراش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). تیر نیک تراشیده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
زلیم. [ زَ ] ( ع ص ) تیر نیک تراش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). تیر نیک تراشیده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دربارهٔ فعالیتهای علمی هنری وی همچنین در مورد شخصیت ایشان در آذربایجان دانشمندان و مولفانی همچون جمال مصطفی¬¬یف، ماناف سلیماناف، نورالدین رضایف، نولود سلیمان لو، میرعباس قاسماف، ودادی بابانلو، نریمان حسنزاده، زلیم خان یعقوب، کامران نظیرلی، خلیل مجداقلو، واقف آرزومانلی، آیدین خان و دیگران همچنین در ترکیه متین توران، در چین وان زن بو، در روسیه، وو.
💡 زلیمخان یوسفاغلو یعقوباف معروف به زلیمخان یعقوب (به لاتین: Zəlimxan Yaqub) فعال اجتماعی، نماینده پارلمان و شاعر ملی جمهوری آذربایجان است.
💡 زلیم کوتسویف (روسی: Зелим Олегович Коцоев؛ زادهٔ ۹ اوت ۱۹۹۸) جودوکار اهل جمهوری آذربایجان است.