لغت نامه دهخدا
جلدکار. [ ج َ ] ( ص مرکب ) کسی که به چالاکی و خوبی کاری را از پیش می برد. ( ناظم الاطباء ). که در کار چابک و زرنگ است و کار را به سرعت و صحّت انجام تواند داد.
جلدکار. [ ج َ ] ( ص مرکب ) کسی که به چالاکی و خوبی کاری را از پیش می برد. ( ناظم الاطباء ). که در کار چابک و زرنگ است و کار را به سرعت و صحّت انجام تواند داد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 . در سده اخیر، طوایف و فامیلهای دیگر به این شهر مهاجرت کردهاند. از جمله میتوان به سنگسریها که از مهدیشهر، رنجبرها از اصفهان، طایفه تابان، جلدکار، تمدنی، ربیعی، میرکوهی، شاهجویی، ساربان، سالار، شمسی خانی و خان عمو از سمنان، سادات کاظمی از روستای سیوجان از قائنات استان خراسان جنوبی، صادقیها از اصفهان، شفیعیها صفی اللهیها از انارک، فریورها از بیابانک سمنان و جندقیها از جندق اصفهان، حسینیها ساکن مهدیآباد از اصفهان، مولاییها از آباده فارس، رکنیها از رکن آباد سمنان و تیرههای گیلوری، شاه حسینی، قندالی و کاشانی از طوایف ایل الیکایی هستند که به این شهر مهاجرت کردهاند.