لغت نامه دهخدا
( تنهة ) تنهة. [ ت َ هََ ] ( ع مص ) ( از تنهای فارسی ) به صحرا روی آوردن برای سرگرم شدن و خوردن غذا. ( از دزی ج 1 ص 153 ). || ( اِ ) اطاق پذیرائی. ( از دزی ایضاً ).
( تنهة ) تنهة. [ ت َ هََ ] ( ع مص ) ( از تنهای فارسی ) به صحرا روی آوردن برای سرگرم شدن و خوردن غذا. ( از دزی ج 1 ص 153 ). || ( اِ ) اطاق پذیرائی. ( از دزی ایضاً ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من لم تنهه صلاته عن الفحشاء والمنكر لم يزدد بها من الله الا بعدا(48).