بینی بند

لغت نامه دهخدا

بینی بند. [ بی ب َ ] ( اِ مرکب ) نوعی از نقاب زنان. ( آنندراج ). نقاب و چیزی که برروی بینی بندند مانند زنان تازی. ( ناظم الاطباء ). فدام. ( یادداشت مؤلف ). لفام. ( مجمل اللغة ): لبز؛ بینی بند بربستن. اللغم؛ بینی بند بربستن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

نوعی از نقاب زنان ٠ نقاب و چیزیکه بر روی بینی بندند مانند زنان تازی ٠ فدام لفام لبز بینی بند بربستن ٠

جمله سازی با بینی بند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ور بود خود فقیه خویشاوند آنگه از مکر و حیله بینی بند

💡 ندانستی که بینی بند بر پای چو در گوشت نیامد پند مردم

💡 در بسیاری از فرهنگ‌های سنتی، استفاده از یک بینی بند طلایی و ظریف می‌تواند جلوه‌ای بسیار زیبا و متفاوت به چهره زنان در مراسم‌های رسمی ببخشد.

💡 طراحان جواهرساز باید دقت زیادی به نظر زیبایی و اندازه مناسب بینی بند داشته باشند تا هنگام استفاده باعث ایجاد ناراحتی یا آسیب به پوست نشود.

💡 فروشگاه‌های بزرگ جواهرسازی معمولاً انواع مختلفی از بینی بند را با طرح‌های مدرن و کلاسیک برای سلیقه‌های گوناگون مشتریان خود به نمایش می‌گذارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران