لغت نامه دهخدا
ببول. [ ب َ ] ( اِ ) یک قسم گیاهی که صمغ میدهد.( ناظم الاطباء ). درخت مغیلان. ( فهرست مخزن الادویه ).
ببول. [ ب َ ] ( اِ ) یک قسم گیاهی که صمغ میدهد.( ناظم الاطباء ). درخت مغیلان. ( فهرست مخزن الادویه ).
یک نوع گیاه که صمغ میدهد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (( و كان صلى الله عليه و آله يوتى بالصبى الصغير ليدعوله بالبركة اوليسميه فياخذه فيضعه فى حجره تكرمة لا هله فربمابال الصبى عليه فيصيح بعض من راه حين بالفيقول (ص )لاتزرموابالصبى، فيدعه حتى يقضى بوله ثم يفرغ من دعائه او تسميتهفيبلغ سرور اهله فيه ولا يرون انه يتاذى ببول صبيهم فاذا انصرفواغسل ثوبه.)) (120)