باباج

لغت نامه دهخدا

باباج. ( اِخ ) جد محمد بن حسن محدث.

جمله سازی با باباج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اونجی جماعت و شهرکی در شمال غربی تاجیکستان است که در ناحیهٔ باباجان غفورف ولایت سغد قرار دارد. جمعیت این جماعت ۳۳٬۰۳۹ نفر است.

💡 آثار قابل انتساب به دوره ماد در سالن موزه از مکان‌های باستانی نوشیجان، حسنلو، گودین و باباجان به دست آمده‌اند. در این دوره، ساخت اشیا آهنی گسترش یافت که از نمونه‌های بارز آن در سالن می‌توان به اشیا حسنلو اشاره کرد. همچنین سفالینه‌های لعابداری زیبایی ساخته می‌شد که یک نمونه جالب توجه آن تنگ لعابدار زیویه است، نقش دو بز را در دو سوی یک گل لوتوس به نمایش گذاشته‌است.

💡 اسفسار جماعت و شهرکی در شمال غربی تاجیکستان است که در ناحیهٔ باباجان غفورف ولایت سغد قرار دارد. جمعیت این جماعت ۳۰٬۶۰۰ نفر است.

💡 همهٔ آموزه‌های باباجی بر اساس اصل کارما یوگا هستند. زیرا او همیشه بر ضرورت کار و تلاش و کوشش و انجام وظیفه تأکید می‌کرد.

💡 کشباناندا شاگرد دیگر لاهیری ماهاسایا ملاقات خود را با باباجی در کوه‌های نزدیک بادرین حوالی ۱۹۳۵ بعد از آنکه به شکل شگفت‌انگیزی راهش را گم کرد بیان می‌کند. در آن ملاقات پراباناندا گزارش می‌دهد که باباجی به او پیامی را برای یوگاناندا می‌دهد که وی را در آن زمان نخواهد دید اما در زمانی دیگر به دیدن او می‌رود.

پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز