جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سجاح هنگامی که به یربوع رسید در منطقهٔ امواه یا حجر با مسیلمه روبرو گردید و تصمیم گرفت به مسیلمه که او نیز اعلام پیامبری کرده بود و بخش اعظمی از یمامه هنوز تحت تسلط وی بودند، بپیوندد تا اموال خود را به اموال مسیلمه ملحق کند و خود را از لحاظ ثروت و اموال تقویت نماید. مسیلمه که توسط لشکریان دولت مرکزی و قبایل اطراف، تهدید میشد، با روبرو شدن با سجاح که ناامید از آرزوهایش شده بود، یک شانس برای تجدید قوا پیدا نمود. اما این اتحاد نیز برای مسیلمه کارساز نشد. در مورد دیدار سجاح و مسیلمه، روایت قابل اتکایی موجود نیست.
💡 سجاح هنگامی که به ینبع رسید، در منطقهٔ امواه یا حجر با مسیلمه روبهرو گردید و تصمیم گرفت به مسیلمه که او نیز ادعای پیامبری کرده بود و بخش اعظمی از یمامه هنوز تحت تسلطش بود، بپیوندد تا اموال خود را به اموال مسیلمه ملحق کند و خود را از لحاظ ثروت و اموال تقویت نماید. مسیلمه که توسط لشکریان دولت مرکزی و قبایل اطراف تهدید میشد، با روبهرو شدن با سجاح که ناامید از آرزوهایش شده بود، یک شانس برای تجدید قوا پیدا کرد. اما این اتحاد نیز برای مسیلمه کارساز نشد. در مورد دیدار سجاح و مسیلمه، روایت قابل اتکایی موجود نیست. یک روایت حاکی از آن است که این دو به توافق رسیدند و هر کدام برای خود وظایفی تعیین کرد و تصمیم به اتحاد دینی و دنیوی گرفتند و با همدیگر ازدواج نمودند و سجاح تا پایان کار مسیلمه و کشته شدن وی، با مسیلمه بود. طبری در باب اتحاد این دو روایاتی مستهجن گونه ارائه میدهد و این اتحاد را رابطه ای نامشروع میداند که دانشنامه اسلام این روایات را احتمالاً جعلی میداند و معتقد است که این مهم، بیشتر یک اتحاد سیاسی بودهاست تا یک رابطه نامشروع جنسی. بر طبق این روایات، جشن ازدواج این دو در باغی محصور برگزار گردید و در همان باغ، مسیلمه بعداً کشته شد.