اموه

لغت نامه دهخدا

اموه. [ اَ وَه ْ ] ( ع ن تف ) آب بسیارتر. ( منتهی الارب ). آب دارتر و پرآب تر. ( ناظم الاطباء ).
اموه. [ اَ م ِ وَ ] ( اِخ ) بعضی گفته اند نام شهریست، و علقمةبن عبید و مالک بن سبیع از آن شهرند، و نسبت بدان اَمَوی است. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

بعضی گفته اند نام شهریست و علقمه بن عبید و مالک بن سبیع از آن شهر اند و نسبت بدان اموی است.

جمله سازی با اموه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوستى كم كن تو با اشخاص دونتا كه پاى از منجلاب آرى برونروتو غزلت بهر خود گيراى جوانتا كه سالم ماندت جسم و روانوه چه آلام و ستمها ديده اموه چه آزار و محنها ديده امگر رفيقى با توگردد مهربانزان حذر كن تا كه برنارى زيانروصديقى بهر خود پيدا بكنتا كشاند مر تو را اندر جناناحمدى در عمر خود يارى نديداز كسى هرگز وفادارى نديداى كه باشى دائما در مدرسهروز و شب اندر خيال و وسوسهسعى كن بهر عمل نى علم خشگتا كنى تحصيل از آهوى مشگدر سال 1367 شمسى كه در خشت بوشهر براى تبليغ رفته بودم اين اشعار را سرودم.

💡 ایتورو اموه کلمن (انگلیسی: Itoro Umoh-Coleman؛ زادهٔ ۲۱ فوریهٔ ۱۹۷۷) بازیکن بسکتبال اهل ایالات متحده آمریکا است.

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز