اغوی
مترادفها
فریب دادن، گمراه کردن، وسوسه کردن
متضادها
هدایت کردن، راهنمایی کردن
لغت نامه دهخدا
اغوی. [ اَ وا ] ( ع ن تف ) پرغوغاتر.
- امثال:
اغوی من غوغاء الجراد. ( از مجمعالامثال میدانی ).
فرهنگ فارسی
پر غوغاتر
فریب دادن، گمراه کردن، وسوسه کردن
هدایت کردن، راهنمایی کردن
اغوی. [ اَ وا ] ( ع ن تف ) پرغوغاتر.
- امثال:
اغوی من غوغاء الجراد. ( از مجمعالامثال میدانی ).
پر غوغاتر