لغت نامه دهخدا
( استطراداً ) استطراداً. [اِ ت ِ دَن ْ ] ( ع ق ) بطریق استطراد. من باب استطراد.بوجه استطراد. طرداً للباب. رجوع به استطراد شود.
( استطراداً ) استطراداً. [اِ ت ِ دَن ْ ] ( ع ق ) بطریق استطراد. من باب استطراد.بوجه استطراد. طرداً للباب. رجوع به استطراد شود.
بطریق استطراد بوجه استطراد طردا للباب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غايت اين علم، معرفى مذاهب و فرق اسلامى و عقايد خاص آنهاست. در اينجا نيز كتابهاىفرق و مذاهب گاه استطرادا به نقد آرا مى پردازند و يا به اشاره از حقانيت يا بطلانمذاهب سخن مى گويند.
💡 محمد عصار شاگردان بسیاری تربیت کرد و به تعدادی نیز اجازه روایت و اجتهاد دادمانند سید عبدالاعلی سبزواری سید شهاب الدین مرعشی نجفی و جمال الدین کرمانی. سید عبدالحجت بلاغی استطرادا به شرح زندگی آقا سید محمد لواسانی اشاره میکند و از جمله مینویسد که آن مرحوم با آنکه در سالهای پایانی عمر از بینایی محروم شده بود، باز دست از تدریس و تربیت طلاب برنمیداشت و سید شهابالدین مرعشی نجفی مکرر در سفرهای خود به مشهد، طلاب قم را به مجلس درس او میبرد و سفارش میکرد که در علم باید چنین بزرگانی را سرمشق قرار داد.