مسطوره

لغت نامه دهخدا

( مسطورة ) مسطورة. [ م َ رَ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث مسطور. نوشته شده. مکتوب. مرتسمة.
مسطوره. [م َ رَ ] ( ع ص، اِ ) مسطور. مزبور. نوشته: سوی استادم بر خط خویش مسطوره ای نبشته بود و سخن سخت گشاده بگفته... ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 549 و چ فیاض ص 539 و چ 2 فیاض ص 712 ).
مسطوره. [ م َ رَ / رِ ] ( اِ ) نمونه، و ظاهراً آن مأخوذ از لاتینی است. ( از یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(مَ رِ ) [ ع. مسطورة ] (اِ. ) نمونه، نمونة کالا.

فرهنگ عمید

نمونۀ کالا که از جایی به جای دیگر فرستاده شود.

فرهنگ فارسی

نمونه، نمونه کالا که ازجائی بجای دیگرفرستاده شود، درعربی مسطره گویند
( اسم ) مونث مسطور: ۱- نوشته ها. ۲ - نمونه های کالا. توضیح بمعنی اخیر در زبان عربی مسطره بفتح میم و سکون سین است جمع: مسطورات.
نمونه

دانشنامه عمومی

مسطوره یک منطقهٔ مسکونی در عربستان سعودی است که در استان مدینه واقع شده است.

ویکی واژه

مسطورة
نمونه، نمونة کا

جمله سازی با مسطوره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر گاه غير از اين مى بود براى تحليل پيدايش آنها بايد در جستجوىعلل محيطى يا فرهنگى مى بوديم و بر چيز مشترك و اساس ‍ واحدى در ظهور آن ها يقيننمى نموديم. لكن واقعيت تاريخى و جامعه شناختى اين است كه تجارب و پديدارهاىمورد بحث در تمام ادوار تاريخى، همه ى اقاليم، و يكايك فرهنگها بوده است. جامعيتشواهد بر اين واقعيت، و كثرت فزون از شمارش آنها، ما را به اين نتيجه ميرساند كهاساس پديدارهاى تنوع رفتار و منش، تنوع زندگى، و گونگون بودن مردم در ساختارفطرى و مشترك آدمى است. به سبب وجود همين ساختار فطرى مشترك است كه يك فردرانماينده آدميان، و نمونه مشخصى از نوع بشر مى دانيم و او را در عين حالى كه (او)است (همه ) ميشماريم؛ و باور داريم كه فردى است با ويژگى هاى مخصوص به خودو از اين لحاظ بى همتا، و در عين حال نماينده و مسطوره ى تمام خصوصيات آدمى. به همين، دليل لازم است ابتدا ساختار فطرى و طبيعى آدمى را بشناسيم و بعد، از پى تشخيص وشناسايى شخصيت يكايك افراد برخيزيم.