لغت نامه دهخدا
مسطورات. [م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مسطور و مسطورة. نوشته جات. مرقومات. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مسطور و مسطورة شود.
مسطورات. [م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مسطور و مسطورة. نوشته جات. مرقومات. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مسطور و مسطورة شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شکایتی از عراق و فارس در ضمن مسطورات سرکار ملحوظ شد، فرمودند: بیا که نوبت تبریز و وقت بغداد است.