ماءه

لغت نامه دهخدا

( ماءة ) ماءة. [ ءَ ] ( ع ص ) امراءة ماءة؛ زن سخن چین. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
ماءة. [ ءَ ] ( ع اِ ) آب. ( از منتهی الارب ). مؤنث ماء. ( منتهی الارب، ذیل ماء ). رجوع به ماء شود.
ماءة. [ م ِ ءَ ] ( ع عدد، ص، اِ ) ( از «م ٔی » ) صد و اصل آن «مأی ً» [ م ِ ئَن ْ ] است و «هاء» عوض از «یاء» می باشد و آن اسمی است که به صورت وصف استعمال شود و گویند مررت برجل ماءة ابله. ج، مِئات، مِئون، مُئون، مأی [ م ِ ئَن ْ ]. ( منتهی الارب ). و رجوع به دو ماده بعد شود.

جمله سازی با ماءه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سيّد ليل نبيل سيّد على بن عبدالحميد نيلى صاحب تصانيف راثقه كه از علماى ماءه ثامنهاست در كتاب (السلطان المفرج عن اهل الايمان )نقل كرده آن را، از شيخ الاجل الامجد الحافظ حجة الاسلام رضى البغدادى، از شيخاجل خطرالدين حمزة بن الحارث، در مدينة السلام. تا آخر آنچه گذشت.

💡 مخفى نماند كه اين حسن بن حمزة بن على بن عبداللّه بن محمّد بن الحسن بن الحسين بن علىبن ابيطالب عليهم السلام از اجلاى اجلّه فقهاى طايفه شيعه و از علماى ماءه رابعه است.