فائد

لغت نامه دهخدا

فائد. [ ءِ ] ( اِخ ) کوهی در طریق مکه. ( معجم البلدان ).
فائد. [ ءِ ] ( اِخ ) ابن عبدالرحمن ابوالورقاء. محدث است. تابعی است.
فائد. [ ءِ ] ( اِخ ) ابن کیسان الجزار الباهلی، مولی باهله، مکنی به ابوالعوام. تابعی است.

فرهنگ فارسی

ابن کیسان الجزار الباهلی مولی باهله.

جمله سازی با فائد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حسّان بن فائد عَبَسى گفته كه من در نزد پسر زياد حاضر بودم كه اين نامه بدورسيد چون نامه را باز كرد وخواند گفت:

💡 (( ((اللهم و صل على وليك، و ديان دينك، القائم بالقسط من بعد نبيك على بن ابىطالب اميرالمؤ منين، و امام المتقين، و سيد الوصين، و يعسوب الدين، و فائد الغرالمحجلين، و قبلة العارفين، و علم المهتدين، و عروتك الوثقى، و حبلك المتين، و خليفةرسولك على الناس اجمعين، و وصيه فى الدنيا و الدين، الصديق الاكبر فى الانام، والفاروق الا زهر بين الحلال و الحرام، ناصر الاسلام...)). ))

💡 حسان بن فائد مى گويد: من نزد عبيدالله بودم كه نامه عمر بن سعد را آوردند، و در آننامه چنين آمده بود: چون من با سپاهيانم در برابر حسين و يارانش پياده شدم، قاصدىنزد او فرستاده و از علت آمدنش جويا شدم، او در جواب گفت: اهالى اين شهر براى مننامه نوشته و نمايندگان خود را نزد من فرستاده و از من دعوت كرده اند، اگر آمدنم راخوش نمى داريد، باز خواهم گشت. عبيدالله چون نامه عمر بن سعد را خواند، گفت:

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز