لغت نامه دهخدا
غفران پناه. [ غ ُ پ َ ] ( ص مرکب ) از القاب مردگان است؛ یعنی مرحوم و مغفور. ( از ناظم الاطباء ). عنوانی است که قبل از بردن نام مرده آرند. مغفرت پناه.
غفران پناه. [ غ ُ پ َ ] ( ص مرکب ) از القاب مردگان است؛ یعنی مرحوم و مغفور. ( از ناظم الاطباء ). عنوانی است که قبل از بردن نام مرده آرند. مغفرت پناه.
در پناه آمرزش و بخشایش الهی، عنوانی برای شخص مرده، مرحوم، مغفور.
( صفت ) ( عنوانی که قبل از اسم مرده آورند ) مرحوم مغفور مغفرت پناه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی از این واقعهنگاران رسمی در بیان این حادثه مینویسد: «جمعی از مردم گیلان که به سمت کمعقلی و صفت نادانی ضربالمثل اهل جهاناند، چون از قضیه ناگزیر حضرت غفران پناهی آگاه گشتند بر سر آرزویی که از دیرباز تخمیر وجود ایشانبود رفته شخص مجهولالقدری را به اعتبار آنکه پسر جمشیدخان است موسوم به غریبشاه نموده به مسند حکومت آن دیار نشانده غاشیه اطاعتش بر دوش کشیدند و دراندک فرصتی جمعی کثیر و جمعی غفیر در سلک ملازمان و جان سپارانش منتظم گشته شورش و فساد آغاز نهادند و از قصبه لشت نشا... که همیشه معدن و منبع مردم شیطانسیرت شیاطین سریرت بوده... به عزم تاراج بلده رشت... متوجه شدند.».