باستی
لغت نامه دهخدا
باستی. ( حامص ) افتادگی. فروتنی. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ).
باستی. ( اِخ ) دهی از دهستان سیراوی بخش دیلم شهرستان بوشهر که در 37 هزارگزی جنوب خاور دیلم و 6 هزارگزی خاور راه فرعی دیلم به گچساران در جلگه واقع است. ناحیه ای است گرمسیر و مرطوب ومالاریایی و دارای 380 تن سکنه، آب آن از چاه تأمین میشود و محصول آن کشت غلات ( دیمی ) و شغل مردمش زراعت و راه آن فرعی است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
فرهنگ فارسی
از دهات بوشهر
جمله سازی با باستی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این شهر را به شکل پنجضلعی با باستیون در گوشه آن ساختهاند. کاستلت و استحکامات آن در کپنهاگ (قرن هفدهم) و حلقات مربوط به آن موانعی بودند برای حفاظت از پیرامون کپنهاک،
💡 او در تاریخ ۱۸ نوامبر ۲۰۰۸ با وجود پیشنهادهای فراوانی که از یوونتوس، منچستر یونایتد و چلسی داشت قراردادش را با بایرن مونیخ تا ۲۰۱۲ تمدید کرد. باستیان تا سال ۲۰۱۵ در بایرن ماند و بازیهای درخشانی را به نمایش گذاشت وی در سال ۲۰۱۵ با باشگاه منچستر یونایتد قرار داد بست و از بایرن مونیخ جدا شد.
💡 دیوار حایل دیواری دفاعیست که حیاط بیرونی یک قلعه قرون وسطایی را احاطه میکند. همچنین میتواند دیواری دفاعی بین دو باستیون دژ در استحکامات پس از قرون وسطایی باشد.
💡 در سال ۲۰۱۰، رئیسجمهور باراک اوباما، باستین را به افتخار تعهد طولانی مدت باستیان به هنر، به ریاست کمیته مشورتی هنر ریاست جمهوری منصوب کرد.
💡 هر بار که یکی از آرزوهای باستیان به حقیقت میپیونند، او یکی از خاطراتش را در دنیای حقیقی از یاد میبرد. هنگامی که تقریباً خاطرهای برایش باقی نمانده، به معنای راستین مأموریتی که باید توسط آرین به انجام رساند پی میبرد. آتریو و فوخور به کمک باستیان آمده و سرانجام او موفق میشود که به دنیای حقیقی بازگردد.