لغت نامه دهخدا
حلقات. [ ح َ ل َ ]( ع اِ ) ج ِ حلقه. ( منتهی الارب ). رجوع به حلقه شود.
حلقات. [ ح َ ل َ ]( ع اِ ) ج ِ حلقه. ( منتهی الارب ). رجوع به حلقه شود.
جمع حلقه
( اسم ) جمع حلقه
💡 حاصل اين كه، با توجه به مفاد آيه مورد بحث كه توحيد ربوبى است اداره همه اموركلى و جزئى عالم مستقيما به دست خداست همه عالم امكان مجارى فيض و آيات اوست. از اينرو قرار دادن خداوند در سرسلسله حلقات على و معلولى تنها براى آشنايى ذهن استوگرنه خداوند در همه حلقات بدون امتزاج، اتحاد وحلول حضور مستقيم دارد.
💡 بنابراين سراسر زندگانى اين فقيه عالي مقدار عبارت از يك زنجيره پيوسته اى استكه حلقات آنرا علم و عمل و تحصيل و تدريس و عبادت و جهاد در راه خداتشكيل مى دهد.
💡 دروس فی علم الاصول کتابی آموزشی از سید محمدباقر صدر در زمینهٔ اصول فقه است. این کتاب از سه مرحله، یا سه حلقه، تشکیل شدهاست که در آنها مباحث با تفصیل بیشتر و بیشتر ارائه شدهاند. از همین رو این کتاب را حلقات نیز مینامند.
💡 انسان مى تواند در سايه علم به منازل و مقامات افراد برجسته و برگزيده و بافضيلت، ارتقاء يافته و در حلقات و مجالس نيكان و خيرانديشان قرار گرفته و به مدارج و مناصب عالى دنيوى و اخروى نائل گردد. مذاكره و گفتگوى علمى،معادل با روزه دارى است، و تدريس و تعليم و تعلم آن، برابر با قيام شبانگاهى و رازو نياز با خدا مى باشد.