شو پست

لغت نامه دهخدا

شوپست.[ پ َ ] ( اِ ) شوبست. افسون و سحر. || علاج و چاره. شوبست. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شوبست شود.

فرهنگ فارسی

شوبست افسون و سحر یا علاج و چاره شو بست.

جمله سازی با شو پست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در حضرت دوستان حق پستی کن نزد دشمن بلند شو پست مباش

💡 اگر خواهی بلندی پست شو پست بترس از زیردستان ای زبردست

💡 سرافرازی مجوی و پست شو پست که تاج پاک‌بازان تخته بند است

💡 پست شو پست تا بلند شوی بهره بفکن که بهره مند شوی

💡 نظر اندر زمین می‌کرد یارم که یعنی چون زمین شو پست و بی‌هوش