شهربن باذان

لغت نامه دهخدا

شهربن باذان. [ ش َ رِ ن ِ ] ( اِخ ) نام حاکم صنعا در زمان رسول اکرم، در مجمل التواریخ و القصص و حبیب السیر چنین آمده است: در زمان پیغمبر اسلام به سال 11 هجرت مردی دروغ زن در یمن بنام اسودبن کعب ملقب به ذی الحمار بدعوی پیامبری برخاست. وی تمام یمن را تصرف کرد و چون بجانب صنعا روی آورد شهربن باذان حاکم آن ولایت برای مقابله با ذی الحمار پیش آمد و شهربن باذان بقتل رسید. رجوع به اسودبن کعب عنسی و مجمل التواریخ و القصص ص 255، 256 و257 و حبیب السیر چ تهران جزو 4 از ج 1 ص 155 شود.

جمله سازی با شهربن باذان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اءسودعنسى كه مترصد چنين وضعيتى بود، شورش را آغاز كرد و در اندك زمانى سراسريمن را به تصرف خويش درآورد و عاملان پيامبراكرم صلّى اللّه عليه و آله را ناچار بهگريز از منطقه كرد و شهربن باذان را كه پس از درگذشت پدرش بر منطقه اى از يمنحكومت داشت و به جنگ او رفته بود، در جنگ به شهادت رسانيد و با همسرش بنام ( آزاد) به اجبار و اكراه ازدواج كرد.

💡 اسود با هفتصد سوار به جنگ شهر بن باذان آمد و بين اين دو جنگ سختى در گرفت. شهربن باذان در اين جنگ كشته شد و اين نخستين فرد ايرانى است كه در راه اسلام به شهادترسيد.

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز