شمره

لغت نامه دهخدا

شمره. [ ش ُ م َ رَ ] ( اِ )مأخوذ از شمار. شماره: و کسری انوشروان بفرمود تا به سه دفعه بستانند [ خراج را ] و در سرایی که آن را سرای سمره گفتندی جمع کنند و مراد به سمره، سه نجم و دفعات است و بعضی دیگر گویندکه آن سرای را شمره می گفتند مأخوذ از شمار از سخن اهل عجم که آن حساب و شمار است. ( ترجمه تاریخ قم ص 180 ). رجوع به شمرج شود.

فرهنگ فارسی

ماخوذ از شمار

جمله سازی با شمره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 431- ابوالسود دئلى از اصحاب امير المؤمنين و امام حسن وامام حسين و امام سجاد -عليه السلام - مى باشد و اماميه و اهل سنت او را ثقه و مطمئن وفاضل شمره اند. ابن سعد درباره وى گفته است: او شاعر، شيعه و موثق در حديث بودهاست، زمانى كه ابن عباس از بصره خارج شد ابوالاسود را به جاى خود به حكومتبصره نهاد و على - عليه السلام - او را تثبيت كرد. ابوالاسود را نخستين واضع علم نحودانسته اند زيرا به رهنمود على - عليه السلام - به تدوين علم نحو پرداخت. مرحوممامقانى دباره او مى نويسد: ابو الاسود شخصيتىفاضل، ثقه و از بزرگان و سرشناسان ايشان و يار امير المؤمنين بود و با آن حضرتدر صفين همراه بود و در راءى و انديشه از كاملترين مردم به شمار مى آمد و درسال 69 هجرى بدرود حيات گفت. رك: رجال طوسى - پاورقىالمقال 2/111

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز