لغت نامه دهخدا
شادخی. [ دِ ] ( ص نسبی ) نسبت است به شادخ:
دی ز من پرسید معروفی ز معروفان بلخ
از شما پوشیده چون دارم عزیز شادخی.انوری ( از فرهنگ جهانگیری ).و رجوع به شادیاخی وشادخ شود.
شادخی. [ دِ ] ( ص نسبی ) نسبت است به شادخ:
دی ز من پرسید معروفی ز معروفان بلخ
از شما پوشیده چون دارم عزیز شادخی.انوری ( از فرهنگ جهانگیری ).و رجوع به شادیاخی وشادخ شود.
💡 دی ز من پرسید معروفی ز معروفان بلخ از شما پوشیده چون دارم عزیز شادخی