سنرد

لغت نامه دهخدا

سنرد. [ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان قشلاق بزرگ بخش گرمسار شهرستان دماوند. دارای 600 تن سکنه است. آب آن از حبله رود. محصول آنجا غلات، پنبه، بنشن، لبنیات و شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری، قالیچه، گلیم، جاجیم و پلاس بافی است. دبستان دارد و ساکنین آن از طایفه اصانلو هستند و عده ای از آنها در تابستان به ییلاق فیروزکوه میروند. مزرعه بیگلربگی که در انتهای رودخانه حبله رود واقع است جزو این ده بوده، نیزار طولانی در کنار و کف رودخانه دارد که نی آن بوسیله زارعین ده جمعآوری شده و مصرف صادراتی دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).

جمله سازی با سنرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه علی‌آباد باقری سنرد گرمسار مربوط به هزاره دوم و۱ قبل از میلاد است و در شهرستان گرمسار، روستای سنرد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۵۸۱۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 به خوان لطف تو دل گشته میهمان و سنرد که اهل دل بنوازند میهمان ترا

💡 تپه سنرد مربوط به دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان گرمسار، بخش مرکزی، روستای سنرد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ دی ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۶۵۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.