لغت نامه دهخدا
دکنی. [ دَ ک َ ] ( ص نسبی ) منسوب به دکن، که ولایتی است در هند. رجوع به دکن شود.
- حریر دکنی؛ حریر که از دکن آرند. ( از آنندراج ). و رجوع به دکن شود.
دکنی. [ دَ ک َ ] ( ص نسبی ) منسوب به دکن، که ولایتی است در هند. رجوع به دکن شود.
- حریر دکنی؛ حریر که از دکن آرند. ( از آنندراج ). و رجوع به دکن شود.
منسوب به دکن که ولایتی است در هند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دکنی (به اردو: دکنی) گویشی از زبان هندوستانی (هندی-اردو) و زبان رسمی دربار دکن از پیرامون ۱۳۰۰ میلادی بود. امروزه زبان اردو موقعیت پیشین زبان دکنی را از آن خود نمودهاست. دکنی نیز همانند اردو، با آنکه ریشه در زبان هندی داشت، ولی وامواژگان فراوانی را از فارسی گرفتهاست؛ زبانهای دیگری چون کونکنی، اردو، عربی، مراتی و تلوگو نیز بر این زبان اثر بسیاری نهادهاند.
💡 دکنی به دو گویش شمالی (شامل گویش حیدرآبادی) و جنوبی تقسیم میشود. گویش سروجی از این زبان نیز در میان سروجیها در مهاراشترا رایج است.