دل نهی

لغت نامه دهخدا

دل نهی. [ دِ ن ِ / ن َ ] ( حامص مرکب ) استواری خاطر و پایداری آن. ( ناظم الاطباء ). || علاقه مندی. دلبستگی: خیار،خیرة؛ دل نهی بر چیزی به خواهش خود. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

استواری خاطر و پایداری آن.

جمله سازی با دل نهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت مستم خوانی و بر وعدهٔ من دل نهی ساده دل مردا که بر وعدهٔ مستان نهاد

💡 قانع شدم به عزلت و عزلت ز من رمید بر هرچه دل نهی ز تو بی‌شک شود رمان

💡 چه دل نهی به غم روزگار شرمت باد که از تو خانه اندوه شد سرای سرور

💡 شغلی دهم بدست تو، تا دل نهی بر آن رو باده برنگ لب خویشتن بیار

💡 به هر چه دل نهی از پیش چشم بردارد کناره سوز بود بحر بیکرانه عشق

💡 یادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ در معرضی که تخت سلیمان رود به باد

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز