دفار

لغت نامه دهخدا

دفار. [ دَ رِ ] ( ع اِ )مبنی بر کسر، دنیا. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
- ام دفار؛ دنیا. ( منتهی الارب ). عَلَم است دنیا را. ( از اقرب الموارد ).
|| داه. ( منتهی الارب ). امة و کنیز. ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) عفن. متعفن. بدبو و گنده، و آن دشنامی است که کنیزکان را دهند: یا دفار! ( یادداشت مرحوم دهخدا ). یا دفار!؛ ای متعفن و ای بدبو، که به کنیز چرکین و ناپاک خطاب کنند. ( ناظم الاطباء ). امة و کنیزک را چون ناسزا دهند گویند: یا دفار! و غالباً در ندا آید. ( از اقرب الموارد ).
دفار. [ دَف ْ فا ] ( اِخ ) دهی از بخش بستان شهرستان دشت میشان. سکنه آن 800 تن. آب آن از رودخانه کرخه ( نهر سابله ) و محصول آن برنج و لبنیات است. ساکنین این ده از طایفه عشایر سواعد هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی از بخش بستان شهرستان دشت میشان.

جمله سازی با دفار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دفار علیا، روستایی از توابع بخش بستان شهرستان دشت آزادگان در استان خوزستان ایران است.

💡 رکورد جهانی این رشته در بخش مردان با زمان ۷:۵۸.۶۱ توسط دانیل کومن از کنیا در ۱۹ ژوئیه ۱۹۹۷ در اکتل-اکسل بلژیک و در بخش زنان با زمان ۸:۵۸.۵۸ توسط دونده اتیوپیایی مسرت دفار در تاریخ ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۷ در بروکسل بلژیک به ثبت رسید.

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز