خونابه بار

لغت نامه دهخدا

خونابه بار. [ ب َ / ب ِ] ( نف مرکب ) خونابه ریز. پراشک. اشک ریز:
پیش در تو هرشب خاقانی از هوایت
دو چشم نرگسین را خونابه بار کرده.خاقانی.

فرهنگ فارسی

خونابه به ریز پر اشک

جمله سازی با خونابه بار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز آه دل آتش زنم به عمر بدخواه دیدۀ خونابه بار اگر گذارد

💡 چنین خونابه باران گشت مدهوش زبانش دوست گویان ماند خاموش

💡 چو من جان برلب خونابه باری به عشق از هستی خود شرمساری

💡 ز خوناب دل و از دیده خونابه بار من کنار من پر از خون شد چو رفتی از کنار من

💡 چون درخت ارغوان خونابه بار از دیدگان تا شود گوهر سرشگت چون سرشگ ارغوان

💡 تنگ است دهر ز آن نتواند گذاشتن اشکم برون ز دیده خونابه بار پای

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز