لغت نامه دهخدا
نرگسین. [ ن َ گ ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به نرگس. چون نرگس. به شکل نرگس:
پیش در تو هر شب خاقانی از هوایت
دو چشم نرگسین را خونابه بار کرده.خاقانی.رجوع به آنندراج شود.
نرگسین. [ ن َ گ ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به نرگس. چون نرگس. به شکل نرگس:
پیش در تو هر شب خاقانی از هوایت
دو چشم نرگسین را خونابه بار کرده.خاقانی.رجوع به آنندراج شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیگانه گشت خواهم از آن چشم نرگسین اکنون که باغ گردد با نرگس آشنا
💡 تاکه چشم نرگسین را برگشاد بر همه جانها کمین را برگشاد
💡 دو چشم نرگسین مانند بادام ولی در راه معنی او بده دام
💡 پشت در تو هر شب خاقانی از هوایت دو چشم نرگسین را خونابه بار کرده
💡 در آن نرگسین حرف کان باغ داشت مگو زاغ کاو مُهر مازاغ داشت