لغت نامه دهخدا
خوش نگاه. [ خوَش ْ / خُش ْ ن ِ ] ( ص مرکب ) چشمی که نگاه زیبا دارد. چشمی که نگاهی سحرآمیز دارد:
آن می که مست ازویم نی جام دیده نی جم
مانند شمع سرخوش زان چشم خوش نگاهم.کلیم ( ازآنندراج ).
خوش نگاه. [ خوَش ْ / خُش ْ ن ِ ] ( ص مرکب ) چشمی که نگاه زیبا دارد. چشمی که نگاهی سحرآمیز دارد:
آن می که مست ازویم نی جام دیده نی جم
مانند شمع سرخوش زان چشم خوش نگاهم.کلیم ( ازآنندراج ).
چشمی که نگاه زیبا دارد چشمی که نگاهی سحر آمیز دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زچشم خوش نگاهان بر ندارد چشم وقت خط حقوق آشنایی هر که را منظور می باشد
💡 منت مکش ز سرمه که آن چشم خوش نگاه در بردن دل است ز دنباله بی نیاز
💡 نسیم می شود از فیض نوبهار معنبر نمی شود ز خط آن چشم خوش نگاه نگردد
💡 ز هجران که دارد لاله داغی دلسیاهی را؟ غزال دشت از چشم که دارد خوش نگاهی را؟
💡 چشم خود بگشا حدیث خوش نگاهی میرود گردنی برکش که حرف کجکلاهی میرود
💡 مگر دیده است چشم خوش نگاه آن سمنبر را؟ زمین خانهبردوشان عمارت برنمیدارد